واقعا انتظار کار سختیه

همیشه ساعت شش غروب تا دوازده مثل برق میگذشت

امشب که قراره یار بیاد هر یک ساعت قد یک قرن داره میگذره

میخپام یه کلک بکار بگیرم و برم درس بخونم شاید زمان تندتر گذشت🤪🤪🤪