تلنگر میتونه صحبت کردن با دوستی باشه که دو سال هست از هم هیچ خبری ندارین 

و تو با خوشحالی میخوای خبر ازدواجتو بهش بدی ولی میبینی چقدر وسعت دید اون وسیع تر از خوشبختی ازدواجت و رشته لوکست هست !!!!!

به کجا داری میری هلیا؟ 

این همه سال داشتی چیکار میکردی؟ که ارزوهات دارن میپوسن و نم گرفتن!؟

مگه نمیخواستی شناخته شده بشی تو دنیای علم؟ 

رفتم تو لینکدین و دیدم ذره کوچکی ام بین دریای بی کران علما

دلم میخواد آگاه باشم به زمانم 

وقتشه یه تکونی بدم به خودم 

وبلاگ جانم وقتشه چیزای جدیدی رو تجربه کنیم 

یک ... دو .. سه... خدایا به امید خودت 

 

 

پ ن: دوست صمیمی دوران راهنمایی و دبیرستانم در حال ازدواجه 

ولی چون میترسم ارتباط با من باهاش خوشایند نباشه ( قبلا خوب باهام رفتار نکرد هرچند بابتش عذرخواست) این شد که فعلا سکوت پیشه کردم !!!!!

از ته دل براش بهترینارو میخوام