سادیسم
مدتی بود که طرح های تاتو رو نگاه میکردم و چندتاشونو خیلی دوست داشتم
خواستم از یار نظر بپرسم که با مخالفت شدید رو به رو شدم
ولی از پای ننشستم.. رفتم وسایل طرح زنی با حنا رو اینترنی خریدم
وسایل دقیقا امروز بعد رفتنش به دستم رسید. (اخه خلاف بقیه مواقع که یار منو میرسونه خونمون و برمیگرده شهرشون اینبار چون مشین من دستش بود مجبور شد از اینجا بره تهران) بعدشم من یه طرح گل خوشگل رو دستم زدم باهاش
و بعد عکسشو گرفتم و براش فرستادم
یعد اینکه یدور بیچاره رو سکته دادم سر اینکه تاتوی واقعیه (هرچند باور نکرد چون منو میشناسه و میدونه بدون رضایتش کاری نمیکنم)
بهش گفتم که حنا هست
و اینجا بود که صحبت ما قطع شد، چون یار وارد مترو شده بود!
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ساعت 22:25 توسط helia
|
آن ها طوری شکیبایی به خرج داده بودند ....