درد هجر
یار رفت تهران
نگم از لجظاتی که داشتیم به خداحافظی نزدیک میشدیم
چقدر دلم میخواست حالا که امتحانات مجازی هستن باهاش برم ... چون همخونه اش هم این هفته نبود و تنها بود
ولی مامان موافق نبود و خودمم یکم سختم بود... چون بالاخره نصف خونه مال یکی دیگه اس
این بود که خانمانه تصمیم گرفتم خونه بشینم
راستی در راستای اپیزود سوم که امتجان گوارش بود!!!!
بازم نخوندم... و این بار علنا و واضحا وقتی خونه مادرشوهرم بودم و با سمفونی خروپوف یار تقلب کردم و امتحان دادم
هرچند خوب نبود.. ولی بعدش که منم کنار یار خوابیدم ... همه رو شست و برد
همین
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ساعت 22:18 توسط helia
|
آن ها طوری شکیبایی به خرج داده بودند ....