اپیزود اول:

برای پاتولوژی خوب نخونده بودم. قرار شد کلمات کلیدی سوال رو از پی دی اف جزوه سرچ کنم و اگه با سرچ در اینترنت و جزوه جواب پیدا نشد از دوستم بپرسم.

قاعدتا وقت امتحات مخدود بود و هر سوال یک دقیقه وقت داشت. با هر ضرب و زوری بود امتحان رو تموم کردم طوریکه که ده تا سوال اخر رو تو 2 دقیقه زدم😅😅😅

بعد امتحان یار زنگ میزنه؛ از اونجایی که کلا خیلی منو قبول داره میگه خوب دادی عزیزم؟

+بد نبود

- حتما خوب دادی دیگه... حالا از سوال جزوه رو باز کردی؟

+ از سوال یک
- شوخی نکن جدی پرسیدم !

+جدی گفتم....

- سکوت عمیق

 

اپیزود دوم:

امتحان روماتو داشتم و بعد از پاتو پشت دستمو داغ کرده بودم بدون آمادگی آزمون ندم. با اینکه از بافاصله کمی بعد از امتحان پاتو شروع به خوندن کرده بودم اما باز چند روز رو خوب استفاده نکردم و باز عقب افتادم و در نهایت ، همون آش و همون کاسه!!!

بچه ها گروه زده بودن تحت عنوان "مبادله جواب با جواب" منم ادد کردن... هیچی دیگه.. سوالایی که از جوابشون مطمئن بودیم اونجا میفرستادیم (لازم به ذکره که ما سوالاتمون رندم بود و کاملا شبیه هم نبود سوالا... یعنی اساتید به جای 40 تا سوال 80 تا سوال طرح میکردن و اینا به صورت رندم برای تو قرار میگرفت.. و اینکه سامانه ازمون مجازی قابلیت بازگشت به سوال قبل رو نداره.. یعنی اگه گزینه ای رو انتخاب کردی و رفتی سوال بعد دیگه نمیتونی برگردی عقب)

و اینگونه بود که روماتو رو بد ندادم

 

اپیزود سوم:

امتحان گوارش در حال بارگزاری...

یار بعد 10 روز داره میاد پیشم.. امیدوارم که بتونم وسط دلتنگی هام یه خرده درس هم بخونم:)